تبلیغات
دانلود فایل اس ام اس بافرمت های Word & Text - مطالب ابر داستان های کوتاه جدید
اولین وب سایت پارسی دانلود اس ام اس
Instagram
______________________________________________________________
برای دریافت جدیدترین اس ام اسهای روز ویوزر پسورد روزانه نود بااعتبار 90روزه در ایمیل خود کلیک کنید وایمیل خود راثبت کنید
______________________________________________________________
خرید ارزانتر از 5040
______________________________________________________________
اصلاح مردان میکروتاچ MICRO TOUCH قلم تشخیص رنگ شدگی اتومبیل
۲ داستان کوتاه جالب و خواندنی
1390/06/3 ساعت 10:22 | مدیر mersad0101 | ( نظرات )


http://www.highestsellingbooks.com/wp-content/uploads/2011/08/book.gif


داستان جالب (تجزیه و ترکیب !)

روزی یکی از دوستان بهلول گفت: ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: پس چگونه است که اگر انگور را در خمره ای بگذاریم و آن را زیر نور آفتاب قرار دهیم و بعد از مدتی آن را بنوشیم حرام می شود؟….
ادامه مطلب


داستان زیبای فرصت از دست رفته
1390/06/1 ساعت 12:13 | مدیر mersad0101 | ( نظرات )
خانم جوانی در سالن انتظار فرودگاهی بزرگ منتظر اعلام برای سوار شدن به هواپیما بود… 

باید ساعات زیادی رو برای سوار شدن به هواپیما سپری میکرد و تا پرواز هواپیما مدت زیادی مونده بود ..پس تصمیم گرفت یه کتاب بخره و با مطالعه این مدت رو بگذرونه ..اون همینطور یه پاکت شیرینی هم خرید… اون خانم نشست رو یه صندلی راحتی در قسمتی که مخصوص افراد مهم بود ..تا هم با خیال راحت استراحت کنه و هم کتابشو بخونه. کنار دستش ..اون جایی که پاکت شیرینی اش بود .یه آقایی نشست روی صندلی کنارش وشروع کرد به خوندن مجله ای که با خودش آورده بود ...

بقیه در ادامه مطلب
لطفا در نظرسنجی ما شرکت کنید.
ادامه مطلب

برچسب‌ها: داستان کوتاه شهریور ماه90 , داستان های کوتاه شهریور ماه90 , داستان شهریورماه 90 , آخرین داستان های 90 , بهترین داستان های جدید , بهترین سایت داستان , جدیدترین داستان های 90 , داستان 90 , داستان بسیار زیبا , داستان های آموزنده جدید , داستان های بسیار زیبا , داستان های زیبای خواندنی , داستان های کوتاه جدید , داستان کوتاه جالب , داستان کوتاه جدید , داستان کوتاه خواندنی , داستانک آموزنده , داستانک جالب , داستانک جدید , داستانک خیلی جدید , داستانک زیبا , سایت تخصصی داستان کوتاه , سایت داستان , داستان , داستان آموزنده , داستان جدید , داستان خنده دار , داستان زیبا , داستان عاشقانه , داستان های پند آموز , دانلود داستان , دانلود رمان , رمان , رمان جدید , رمان عاشقانه , زمان عاشقانه , داستان های فارسی , داستان های کوتاه فارسی , داستان های کوتاه ایرانی , مطالب جالب و خوندنی , داستانک , داستانک پند آموز , داستان کوتاه , داستان پندآموز , داستان جالب , داستان کوتاه زیبا , جدیدترین داستان های کوتاه , داستان کوتاه و اموزنده , داستان های کوتاه , داستان کوتاه و زیبا , داستان کوتاه اموزنده , داستان کوتاه عاشقانه , داستان های کوتاه عاشقانه , یه داستان خیلی غمناک , داستان تاریخی , بهترین داستان ها , برچسب ها: داستان های کوتاه , سایت داستان کوتاه , داستان زیبای شهریور ماه90 ,

فوتبال در بهشت (داستان طنز)
1390/05/30 ساعت 09:59 | مدیر mersad0101 | ( نظرات )
داستان طنز داستان های طنز  طنز شهریور ماه 90 داستان خنده دار شهریور ماه 90 

دو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو دوستان بسیار قدیمى همدیگر بودند.

هنگامى که بهمن در بستر مرگ بود، خسرو هر روز به دیدار او میرفت.


یک روز خسرو گفت:

«بهمن جان، ما هر دو عاشق فوتبال بودیم و سالهاى سال با هم فوتبال بازى میکردیم. لطفاً وقتى به بهشت رفتى، یک جورى به من خبر بوده که در آن جا هم میشود فوتبال بازى کرد یا نه.»

بهمن گفت:

«خسروجان، تو بهترین دوست زندگى من هستى. مطمئن باش اگر امکانش بود حتماً بهت خبر میدهم»

چند روز بعد بهمن از دنیا رفت.

ادامه مطلب

برچسب‌ها: طنز شهریور ماه 90 , داستان طنز شهریورماه 90 , داستان های طنز شهریورماه 90 , طنز , مطالب طنز , مطالب خنده دار , مطالب خنده دار جدید , لطیفه زیبا , داستان طنز , داستان های کوتاه شهریور ماه 90 , داستان شهریور ماه 90 , dastan kotah , dastan kotah tanz , dastan tanz , dastanhaye tanz , dastan tanz jadid , داستان های طنز , داستانک طنز , داستان زیبا و عاشقانه , داستان خنده دار جدید , سری جدید داستان های طنز , داستان های طنز و واقعی , داستانک طنز جدید , داستان کوتاه , داستان های کوتاه , داستانک جدید , داستان کوتاه شهریور ماه 90 , داستان های شهریور ماه 90 , داستان کوتاه شهریور , بهترین داستان های طنز , جدیدترین داستان های طنز , سایت طنز , سایت خنده , سایت جالب , پیامک شهریور ماه90 , داستان کوتاه شهریورماه , پیامک عاشقانه شهریور ماه90 , جدیدترین داستان های کوتاه شهریورماه 90 , داستان های کوتاه جدید , داستانک کوتاه , داستانک جدید شهریورماه 90 , داستان کوتاه جدید شهریورماه 90 , سایت داستان های کوتاه , سایت داستان , جدیدترین داستان های کوتاه , جدیدترین داستان های کوتاه سال90 , بهترین سایت داستان , بهترین سایت تفریحی , بهترین سایت طنز , sMs30ti.mihanblog.cOm ,

داستان دستان بهشتی (فوقالعاده زیبا)
1390/05/26 ساعت 00:15 | مدیر mersad0101 | ( نظرات )

در روزگاری دور حدود قرن پانزدهم میلادی، در روستایی نزدیک نورنبرگ آلمان یک خانواده پر جمعیت ۱۰

 نفره زندگی می کردند. شغل پدر خانواده کفاف زندگی آنها را نمی داد برای همین او شبانه روزی کار

 می کرد تا همسر و فرزندانش احساس کمبود نکنند. در بین فرزندان آنها دو پسر دوقلو بودند به

 نامهای آلبرت و آبریش. آنها علایق یکسانی هم داشتند و دوست داشتند در آینده نقاش یا مجسمه

 ساز شوند.

 آنها آکادمی هنر سوئد را برای تحصیل خود انتخاب کرده بودند. سالها گذشت و آنها به سن دانشگاه

 رسیدند. اما پدر قادر به پرداخت هزینه تحصیل هردوی آنها بطور همزمان نبود. برای همین قرار شد

 که قرعه کشی کنند و نفر برنده به سوئد رود و نفر بازنده با کار در معدن کمک خرج تحصیل برادرش باشد.

ادامه مطلب

برچسب‌ها: داستان کوتاه شهریور ماه90 , داستان های کوتاه شهریور ماه90 , داستان شهریورماه 90 , آخرین داستان های 90 , بهترین داستان های جدید , بهترین سایت داستان , جدیدترین داستان های 90 , داستان 90 , داستان بسیار زیبا , داستان های آموزنده جدید , داستان های بسیار زیبا , داستان های زیبای خواندنی , داستان های کوتاه جدید , داستان کوتاه جالب , داستان کوتاه جدید , داستان کوتاه خواندنی , داستانک آموزنده , داستانک جالب , داستانک جدید , داستانک خیلی جدید , داستانک زیبا , سایت تخصصی داستان کوتاه , سایت داستان , سری جدید داستان های آموزنده , مجموعه داستان های بسیار زیبا , وبلاگ داستان , داستان , داستان آموزنده , داستان جدید , داستان خنده دار , داستان زیبا , داستان عاشقانه , داستان های پند آموز , دانلود داستان , دانلود رمان , رمان , رمان جدید , رمان عاشقانه , زمان عاشقانه , داستان های فارسی , داستان های کوتاه فارسی , داستان های کوتاه ایرانی , مطالب جالب و خوندنی , داستانک , داستانک پند آموز , داستان کوتاه , داستان پندآموز , داستان جالب , داستان کوتاه زیبا , جدیدترین داستان های کوتاه , داستان کوتاه و اموزنده , داستان های کوتاه , داستان کوتاه و زیبا , داستان کوتاه اموزنده , داستان کوتاه عاشقانه , داستان های کوتاه عاشقانه , یه داستان خیلی غمناک , داستان تاریخی , بهترین داستان ها , برچسب ها: داستان های کوتاه , سایت داستان کوتاه , داستان زیبای شهریور ماه90 , sMs30ti.mihanblog.cOm ,

سه اتاق در جهنم (داستان طنز)
1390/05/26 ساعت 00:05 | مدیر mersad0101 | ( نظرات )
مردی مرد و به جهنم رفت. دیو جهنم او در محل ورود دید و گفت: اینجا سه اتاق وجود دارد. شما می*توانید هر کدام را که می*خواهید انتخاب کنید و تا ابد در آن زندگی کنید.
دیو او را به اتاق اول برد جایی که مردم در آن جا از مچ دست آویزان بودند و آشکار در عذاب بودند.
دیو او را به اتاق دوم برد جایی که مردم در حال کتک خورد با زنجیرهای آهنی بودند.
دیو در سوم را باز کرد، و مرد به داخل نگاه کرد و دید مردم زیادی دور هم نشسته*اند و از کمر به بالا در زباله ، در حال خوردن چای
مرد بی درنگ تصمیم گرفت که در کدام اتاق می خواهد مادام العمر بماند و آخرین اتاق را انتخاب کرد.
او به داخل اتاق سوم رفت، فنجان چایش را برداشت و دیو برگشت و گفت: خوب پسرا، وقت استراحت تموم، سراتونو برگردونید تو آشغالا


برچسب‌ها: طنز شهریور ماه 90 , داستان طنز شهریورماه 90 , داستان های طنز شهریورماه 90 , طنز , مطالب طنز , مطالب خنده دار , مطالب خنده دار جدید , لطیفه زیبا , داستان طنز , داستان های کوتاه شهریور ماه 90 , داستان شهریور ماه 90 , dastan kotah , dastan kotah tanz , dastan tanz , dastanhaye tanz , dastan tanz jadid , داستان های طنز , داستانک طنز , داستان زیبا و عاشقانه , داستان خنده دار جدید , سری جدید داستان های طنز , داستان های طنز و واقعی , داستانک طنز جدید , داستان کوتاه , داستان های کوتاه , داستانک جدید , داستان کوتاه شهریور ماه 90 , داستان های شهریور ماه 90 , داستان کوتاه شهریور , بهترین داستان های طنز , جدیدترین داستان های طنز , سایت طنز , سایت خنده , سایت جالب , پیامک شهریور ماه90 , داستان کوتاه شهریورماه , پیامک عاشقانه شهریور ماه90 , جدیدترین داستان های کوتاه شهریورماه 90 , داستان های کوتاه جدید , داستانک کوتاه , داستانک جدید شهریورماه 90 , داستان کوتاه جدید شهریورماه 90 , سایت داستان های کوتاه , سایت داستان , جدیدترین داستان های کوتاه , جدیدترین داستان های کوتاه سال90 , بهترین سایت داستان , بهترین سایت تفریحی , بهترین سایت طنز , sMs30ti.mihanblog.cOm ,

یکم بخند
1390/05/25 ساعت 09:00 | مدیر mersad0101 | ( نظرات )
sMs30ti.mihanblog.cOm
مترو درون شهری ساعت ۷ صبح همه خوابن و آویزونن به دستگیره ها. یه پسره تو 
ایستگاه ازادی خودش رو چپوند تو گفت خواهرا برادرا واسه اجاره خونمون پول 
کم آوردم بابام مریضه ۱۷۵۰۰ تومان لازم دارم. یه پیرمرد یه ۲۰۰ تومنی بهش 
داد! گفت : خواهرا برادرا واسه اجاره خونمون پول کم آاوردم بابام مریضه 
۱۷۳۰۰ تومان لازم دارم!!! اینو که گفت کل مترو منفجر شده هرکی هرچی پول خرد
داشت به پسره!!! واقعا هنر نزد ایرانیان است


برچسب‌ها: طنز , مطالب طنز , مطالب خنده دار , مطالب خنده دار جدید , لطیفه زیبا , داستان طنز , داستان های کوتاه شهریور ماه 90 , داستان شهریور ماه 90 , dastan kotah , dastan kotah tanz , dastan tanz , dastanhaye tanz , dastan tanz jadid , داستان های طنز , داستانک طنز , داستان زیبا و عاشقانه , داستان خنده دار جدید , سری جدید داستان های طنز , داستان های طنز و واقعی , داستانک طنز جدید , داستان کوتاه , داستان های کوتاه , داستانک جدید , داستان کوتاه شهریور ماه 90 , داستان های شهریور ماه 90 , داستان کوتاه شهریور , بهترین داستان های طنز , جدیدترین داستان های طنز , سایت طنز , سایت خنده , سایت جالب , پیامک شهریور ماه90 , داستان کوتاه شهریورماه , پیامک عاشقانه شهریور ماه90 , جدیدترین داستان های کوتاه شهریورماه 90 , داستان های کوتاه جدید , داستانک کوتاه , داستانک جدید شهریورماه 90 , داستان کوتاه جدید شهریورماه 90 , سایت داستان های کوتاه , سایت داستان , جدیدترین داستان های کوتاه , جدیدترین داستان های کوتاه سال90 , بهترین سایت داستان , بهترین سایت تفریحی , بهترین سایت طنز , sMs30ti.mihanblog.cOm ,

داستان طنز "کارمند تازه وارد" (ویژه)
1390/05/18 ساعت 22:59 | مدیر mersad0101 | ( نظرات )
مردی به استخدام یک شرکت بزرگ درآمد. در اولین روز کار خود، با کافه تریا تماس گرفت و فریاد زد: یک فنجان قهوه برای من بیاورید

.

صدایی از آن طرف پاسخ داد: شماره داخلی را اشتباه گرفته ای. می دانی تو با کی داری حرف می *زنی؟


کارمند تازه وارد گفت: نه


صدای آن طرف گفت: من مدیر اجرایی شرکت هستم، احمق.


مرد تازه وارد با لحنی حق به جانب گفت: و تو میدانی با کی حرف میزنی، بیچاره.


مدیر اجرایی گفت: نه


کارمند تازه وارد گفت: «خوبه» و سریع گوشی را گذاشت!


برچسب‌ها: سری جدید داستانک های طنز , داستان های کوتاه شهریور ماه 90 , داستان شهریور ماه 90 , پیامک های شهریور ماه 90 , اس ام اس های عاشقانه شهریور ماه 90 , dastan kotah , dastan kotah tanz , dastan tanz , dastanhaye tanz , dastan tanz jadid , داستان های طنز , داستانک طنز , داستان زیبا و عاشقانه , داستان خنده دار جدید , سری جدید داستان های طنز , داستان های طنز و واقعی , داستانک طنز جدید , داستان طنز مرداد ماه , داستان های طنز سال 90 , طنز سال 90 , داستان طنز مرداد ماه 90 , داستان های طنز مرداد ماه 90 , داستان طنز شهریور ماه 90 , داستان خنده دار , داستان توپ , داستان های زیبا , سری جدید طنز , داستان کوتاه جدید , داستان کوتاه زیبا , داستان کوتاه مرداد 90 , جدیدترین داستان های کوتاه , داستان کوتاه و اموزنده , داستان های کوتاه , داستان طنز , داستان عاشقانه , داستان زیبا , داستان کوتاه و زیبا , داستان کوتاه اموزنده , داستان , داستان کوتاه عاشقانه , داستان کوتاه مردادماه 90 , داستان های کوتاه جدید , داستان های کوتاه عاشقانه , داستان جدید , داستان زیبا مرداد90 , جدیدترین داستان های طنز , طنز حرفه ای , داستانک خنده دار , طنز جدید , طنز های زیبا , داستان های خنده دار , داستان طنز جدید , داستان خنده دار جدید مرداد 90 , داستانک کوتاه , داستان کوتاه شهریور ماه 90 , داستان کوتاه مرداد ماه90 , داستان های کوتاه جدید سال90 , جک شهریور ماه 90 ,

داستان کشیش و بودایی و مسلمان (طنز)
1390/05/17 ساعت 17:24 | مدیر mersad0101 | ( نظرات )
یک روز یک کشیش مسیحی، راهب بودایی، و ملای مسلمان تصمیم میگیرند تا ببینندکدوم توی کارش بهتره... به همین منظور، تصمیم میگیرند که هر کدوم به یک جنگل برند، یک "خرس" پیدا کنند و سعی کنند اون "خرس" رو به دین خودشون دعوت کنند. بعد از مدتی، دور هم جمع میشند و از تجربه شون صحبت میکند... اول از همه کشیش شروع به صحبت کرد :"وقتی خرس رو دیدم، براش چند آیه از کتاب مقدس (درباره قدرتصلح، کمک و مهربانی به دیگران) خوندم و بهش آب مقدس پاشیدم. خرس اونقدر شیفته ومبهوت شد که قراره هفتهٔ دیگه اولین مراسم تشریف ش برگزار بشه".
راهبه بودایی گفت: "من خرسی رو کنار یک جوی آب توی جنگل دیدم..براش مقداری ازکلمات آسمانی بودای بزرگ موعظه کردم. براش از قدرت ریاضت، تمرکز و قانون کارما) قانون عمل و عکس العمل رفتار آدمی) صحبت کردم. خرس آنقدر علاقه مند شده بودکه به من اجازه داد غسل تعمید بدهمش و براش یک اسم مذهبی-بودایی انتخاب کنم".
پس از آن، هر دو به ملای مسلمان نگاه کردند که روی تخت (و در حالی که از سر تاپا بدنش توی گچ بود) دراز کشیده بود. ملا گفت :"هههممم...الان که به گذشته واون روز فکر میکنم، میبینم که شاید نباید کارم رو با "ختنه کردن" شروع میکردم".


برچسب‌ها: dastan kotah , dastan kotah tanz , dastan tanz , dastanhaye tanz , dastan tanz jadid , داستان های طنز , داستانک طنز , داستان زیبا و عاشقانه , داستان خنده دار جدید , سری جدید داستان های طنز , داستان های طنز و واقعی , داستانک طنز جدید , داستان طنز مرداد ماه , داستان های طنز سال 90 , طنز سال 90 , داستان طنز مرداد ماه 90 , داستان های طنز مرداد ماه 90 , داستان طنز شهریور ماه 90 , داستان خنده دار , داستان توپ , داستان های زیبا , سری جدید طنز , داستان کوتاه جدید , داستان کوتاه زیبا , داستان کوتاه مرداد 90 , جدیدترین داستان های کوتاه , داستان کوتاه و اموزنده , داستان های کوتاه , داستان طنز , داستان عاشقانه , داستان زیبا , داستان کوتاه و زیبا , داستان کوتاه اموزنده , داستان , داستان کوتاه عاشقانه , داستان کوتاه مردادماه 90 , داستان های کوتاه جدید , داستان های کوتاه عاشقانه , یه داستان خیلی غمناک , داستان تاریخی , سایت داستان , داستان کوتاه , داستان جدید , داستان زیبا مرداد90 , بهترین داستان ها , داستان کوتاه تاریخی , اشک نهم , زیباترین داستان های کوتاه , سایت داستان کوتاه , جدید ترین داستناه های کوتاه , داستان های ایرانی , داستان کوتاه مرداد90 , مردادماه 90 , داستانک , داستان کوتاه مرداد ماه 90 , داستان اموزنده مرداد ماه 90 , داستان کوتاه مرداد ماه , داستان های کوتاه مرداد ماه 90 , داستان های طنز جدید , جدیدترین داستان های طنز , طنز حرفه ای , داستان فوق العاده زیبا , داستانک خنده دار , داستان های زیبای طنز , طنز جدید , طنز های زیبا , داستان های خنده دار , داستان طنز جدید , داستان خنده دار جدید مرداد 90 , داستانک کوتاه , داستانک های کوتاه جدید , داستان کوتاه شهریور ماه 90 , داستان کوتاه مرداد ماه90 , داستان های کوتاه جدید سال90 , داستان کشیش و بودایی و مسلمان (طنز) ,

داستان آموزنده و زیبا امتحان وزیران
1390/05/17 ساعت 16:27 | مدیر mersad0101 | ( نظرات )
یکی از روزها، پادشاه سه وزیرش را فراخواند

و از آنها درخواست کرد کار عجیبی انجام دهند :

از هر وزیر خواست تا کیسه ای برداشته و به باغ قصر برود

و اینکه این کیسه ها را برای پادشاه با میوه ها و محصولات تازه پر کنند.

همچنین از آنها خواست که در این کار از هیچ کس کمکی نگیرند

و آن را به شخص دیگری واگذار نکنند…
وزراء از دستور شاه تعجب کرده و هر کدام کیسه ای برداشته و به سوی باغ به راه افتادند !

وزیر اول که به دنبال راضی کردن شاه بود بهترین میوه ها و با کیفیت ترین محصولات

را جمع آوری کرده و پیوسته بهترین را انتخاب می کرد تا اینکه کیسه اش پر شد…

اما وزیر دوم با خود فکر می کرد که شاه این میوه ها را برای خود نمی خواهد

و احتیاجی به آنها ندارد و درون کیسه را نیز نگاه نمی کند،

پس با تنبلی و اهمال شروع به جمع کردن نمود

و خوب و بد را از هم جدا نمی کرد تا اینکه کیسه را با میوه ها پر نمود…

و وزیر سوم که اعتقاد داشت شاه به محتویات این کیسه اصلا اهمیتی نمی دهد

کیسه را با علف و برگ درخت و خاشاک پر نمود !!!

روز بعد پادشاه دستور داد که وزیران را به همراه کیسه هایی که پر کرده اند بیاورند

و وقتی وزیران نزد شاه آمدند، به سربازانش دستور داد،

سه وزیر را گرفته و هرکدام را جدا گانه با کیسه اش به مدت سه ماه زندانی کنند…!!!

شما کیسه خود را چگونه پر می کنید …؟!!




برچسب‌ها: آخرین داستان های 90 , بهترین داستان های جدید , بهترین سایت داستان , جدیدترین داستان های 90 , داستان 90 , داستان بسیار زیبا , داستان های آموزنده جدید , داستان های بسیار زیبا , داستان های زیبای خواندنی , داستان های کوتاه جدید , داستان کوتاه جالب , داستان کوتاه جدید , داستان کوتاه خواندنی , داستانک آموزنده , داستانک جالب , داستانک جدید , داستانک خیلی جدید , داستانک زیبا , سایت تخصصی داستان کوتاه , سایت داستان , سری جدید داستان های آموزنده , مجموعه داستان های بسیار زیبا , وبلاگ داستان , داستان , داستان آموزنده , داستان جدید , داستان خنده دار , داستان زیبا , داستان عاشقانه , داستان های پند آموز , دانلود داستان , دانلود داستان های مرداد ماه 90 , دانلود رمان , دانلود رمان های مرداد ماه 90 , رمان , رمان جدید , رمان عاشقانه , زمان عاشقانه , داستان های فارسی , داستان های کوتاه فارسی , داستان های کوتاه ایرانی , مطالب جالب و خوندنی , داستانک , داستانک پند آموز , داستان کوتاه , داستان پندآموز , داستان جالب , داستان کوتاه زیبا , داستان کوتاه مرداد 90 , جدیدترین داستان های کوتاه , داستان کوتاه و اموزنده , داستان های کوتاه , داستان کوتاه و زیبا , داستان کوتاه اموزنده , داستان کوتاه عاشقانه , داستان کوتاه مردادماه 90 , داستان های کوتاه عاشقانه , یه داستان خیلی غمناک , داستان تاریخی , داستان زیبا مرداد90 , بهترین داستان ها , برچسب ها: داستان های کوتاه , داستان کوتاه مرداد90 , مردادماه 90 , داستان کوتاه مرداد ماه 90 , سایت داستان کوتاه , داستان اموزنده مرداد ماه 90 , داستان امتحان وزیران , داستان پادشاه و 3 وزیر , داستان3 وزیر ,

داستان آموزنده “حیای یک سگ”
1390/05/16 ساعت 20:16 | مدیر mersad0101 | ( نظرات )




داستان آموزنده “حیای یک سگ”
 

مرحوم آقاى بلادى فرمود یکى از بستگانم که چند سال در فرانسه براى تحصیل توقف داشت، در مراجعتش نقل کرد که:
در پاریس خانه اى کرایه کردم و سگى را براى پاسبانى نگاه داشته بودم، شبها درب خانه را مى بستم و سگ نزد در مى خوابید و من به کلاس درس مى رفتم و برمى گشتم و سگ همراهم به خانه داخل مى شد. شبى مراجعتم طول کشید و هوا هم به سختى سرد بود به ناچار پشت گردنى پالتو خود را بالا آورده، گوشها و سرم را پوشاندم و دستکش در دست کرده صورتم را گرفتم، به طورى که تنها چشمم براى دیدن راه باز بود، با این هیئت درب خانه آمدم تا خواستم قفل در را باز کنم سگ زبان بسته چون هیئت خود را تغییر داده بودم و صورتم را پوشیده بودم، مرا نشناخت، به من حمله کرد و دامن پالتوی مرا گرفت.
من فورا پشت پالتو را انداختم وصورتم را باز کرده، صدایش زدم تا مرا شناخت. با نهایت شرمسارى به گوشه اى از کوچه خزید. در خانه را باز کردم و هرچه اصرار کردم داخل خانه نشد. به ناچار در را بسته و خوابیدم. صبح که به سراغ سگ آمدم دیدم مرده است، دانستم از شدت حیا جان داده است…
اینجاست که باید هر فرد از ما به سگ نفس خود خطاب کنیم که چقدر بى حیاییم، راستى که چرا از پروردگارمان که همه چیزمان از او است حیا نمى کنیم، و ملاحظه حضور حضرتش را نمى نماییم؟؟




داستان جالب “مارها و قورباغه ها”
1390/05/16 ساعت 19:17 | مدیر mersad0101 | ( نظرات )



داستان جالب “مارها و قورباغه ها” 

مارها قورباغه ها را می خوردند و قورباغه ها از این نابسامانی بسیار غمگین بودند تا اینکه قورباغه ها علیه مارها به لک لکها شکایت کردند لک لکها چندی از مارها را خوردند و بقیه را هم تار و مار کردند و قورباغه ها از این حمایت

http://blog.mpl.org/nowatmpl/books1.jpg

شادمان شدند طولی نکشید که لک لکها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغه ها قورباغه ها ناگهان دچار اختلاف دیدگاه شدند عده ای از آنها با لک لکها کنار آمدند و عدهای دیگر خواهان بازگشت مارها شدند مارها بازگشتند ولی اینبار همپای لک لکها شروع به خوردن قورباغه ها کردند حالا دیگر قورباغه ها متقاعد شدهاند که انگار برای خورده شدن به دنیا آمده اند ولی تنها یک مشکل برای آنها حل نشده باقی مانده است ! اینکه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان !؟




داستان آموزنده “غرور بیجا”
1390/05/16 ساعت 18:12 | مدیر mersad0101 | ( نظرات )

http://nso-book-selection-committee.wikispaces.com/file/view/Books.jpg/117204827/Books.jpg


داستان آموزنده “غرور بیجا” 

یک روز گرم شاخه ای مغرورانه و با تمام قدرت خودش را تکاند. به دنبال ان برگهای ضعیف جدا شدند و آرام بر روی زمین افتادند. شاخه چندین بار این کار را با غرور خاصی تکرار کرد، تا این که تمام برگها جدا شدند شاخه از کارش بسیار لذت می برد. برگی سبز و درشت و زیبا به انتهای شاخه محکم چسبید ه بود و همچنان از افتادن مقاومت می کرد.
در این حین باغبان تبر به دست داخل باغ در حال گشت و گذار بود و به هر شاخه ی خشکی که می رسید آن را از بیخ جدا می کرد و با خود می برد. وقتی باغبان چشمش به آن شاخه افتاد، با دیدن تنها برگ آن از قطع کردنش صرف نظر کرد. بعد از رفتن باغبان، مشاجره بین شاخه و برگ بالا گرفت و بالاخره دوباره شاخه مغرورانه و با تمام قدرت چندین بار خودش را تکاند، تا این که به ناچاربرگ با تمام مقاومتی که از خود نشان می داد، از شاخه جدا شد و بر روی زمین قرار گرفت.
باغبان در راه برگشت وقتی چشمش به آن شاخه افتاد، بی درنگ با یک ضربه آن را از بیخ کند. شاخه بدون آنکه مجال اعتراض داشته باشد، بر روی زمین افتاد.
ناگهان صدای برگ جوان را شنید که می گفت: “اگر چه به خیالت زندگی ناچیزم در دست تو بود، ولی همین خیال واهی پرده ای بود بر چشمان واقع نگرت، که فراموش کنی نشانه حیاتت من بودم!!!”






 

 

محصولات ویژه

دستگاه تصفیه آب خانگی
 
___\فهرست اس ام اس ها/____
:: گالری
مدیر
نظر سنجی
آیا از فروشگاه معتبر و ویژه اس ام اس30تی دیدن یا خریداری کرده اید؟





آمار اس ام اس30تی
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Subscribe to دانلود فایل اس ام اس بافرمت های Word & Text by Email http://www.sms30ti.mihanblog.com
فرصت استثنایی کسب و کار اینترنتی ویکی 5040