دانلود فایل اس ام اس بافرمت های Word & Text - مطالب داستانهای زیبا-پرمعنا
اولین وب سایت پارسی دانلود اس ام اس
Instagram
______________________________________________________________
برای دریافت جدیدترین اس ام اسهای روز ویوزر پسورد روزانه نود بااعتبار 90روزه در ایمیل خود کلیک کنید وایمیل خود راثبت کنید
______________________________________________________________
خرید ارزانتر از 5040
______________________________________________________________
اصلاح مردان میکروتاچ MICRO TOUCH قلم تشخیص رنگ شدگی اتومبیل
داستان زیبا عشق بدون مرز
1390/12/3 ساعت 13:14 | مدیر mersad0101 | ( نظرات )

عشق بدون مرز

داستان در مورد سربازیست که بعد از جنگیدن در ویتنام به خانه بر گشت. قبل از مراجعه به خانه از سان فرانسیسکو با پدر و مادرش تماس گرفت.
” بابا و مامان” دارم میام خونه، اما یه خواهشی دارم. دوستی دارم که می خوام بیارمش به خونه.
پدر و مادر در جوابش گفتند: “حتما” ، خیلی دوست داریم ببینیمش.
پسر ادامه داد:”چیزی هست که شما باید بدونید. دوستم در جنگ شدیدا آسیب دیده. روی مین افتاده و یک پا و یک دستش رو از دست داده. جایی رو هم نداره که بره و می خوام بیاد و با ما زندگی کنه.”


ادامه داستان و دانلود  درادامه مطلب

ادامه مطلب

برچسب‌ها: اس ام اس , اس ام اس باحال , اس ام اس بمب خنده , اس ام اس جدید , اس ام اس خنده دار , اس ام اس خنده دار جدید , اس ام اس خنده دار و جوک جدید , اس ام اس ها , اس ام اس های جدید خنده دار , اس ام اس های خنده دار آذر ماه , اس ام اس های خنده دار آذر ماه 1390 , اس ام اس های خنده دار جدید , اس ام اس های سرکاری آذرماه , اس ام اس های سرکاری آذرماه 1390 , اس ام اس و جوک خنده دار , اس ام اس و جوک خنده دار آذر 90 , اس ام اس و جک خنده دار جدید , جوک و اس ام اس خنده دار جدید , جوک و اس ام اس خنده دار جدید مهر , جوک و اس ام اس خنده دار مهر , جک , جک تیر ماه , جک جدید , جک غضنفر , خنده دار ترین اس ام اس , خنده دارترین اس ام اس ها , لطیفه خنده دار , لطیفه خنده دار 90 , لطیفه خنده دار مهر , مرکز اس ام اس ایران , مسیج 1390 , مسیج جوک , مسیج خنده دار , منبع اس ام اس , منبع جوک , نابترین اس ام اس های خنده دار , پیامک , پیامک جوک , پیامک جوک جدید , پیامک خنده دار , پیامک خنده دار جدید , پیامک سرکاری , پیامک لطیفه , پیامک های جدید خنده دار , گلچین اس ام اس های ,

داستان آموزنده تقدیر
1390/11/6 ساعت 18:52 | مدیر mersad0101 | ( نظرات )
مسافری خسته که از راهی دور می آمد ، به درختی رسید و تصمیم گرفت که در سایه آن قدری استراحت کند غافل از این که آن درخت جادویی بود ، درختی که می توانست آن چه که بر دلش می گذرد برآورده سازد !
وقتی مسافر روی زمین سخت نشست با خودش فکر کرد که چه خوب می شد اگر تخت خواب نرمی در آن جا بود و او می توانست قدری روی آن بیارامد . فوراً تختی که آرزویش را کرده بود در کنارش پدیدار شد !
مسافر با خود گفت : چقدر گرسنه هستم . کاش غذای لذیذی داشتم . . .
ادامه مطلب

درد و دل های شیطان
1390/09/14 ساعت 13:59 | مدیر mersad0101 | ( نظرات )
امروز ظهر شیطان را دیدم !

نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت…

گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند…

شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد!

گفتم:…
ادامه مطلب


داستان آموزنده جدید
1390/09/12 ساعت 14:28 | مدیر mersad0101 | ( نظرات )

داستان آموزنده “زندگی درخت”

مردی چهار پسر داشت. آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی ای فرستاد که در فاصله ای دور از خانه شان روییده بود ،پسر اول در زمستان، دومی در بهار، سومی در تابستان و چهارم در پاییز به کنار درخت رفتند. سپس پدر همه را فراخواند و از آنها خواست که بر اساس آنچه دیده بودند درخت را توصیف کنند ....

ادامه مطلب


داستان تکان دهنده پائولو مالدینی و جانباز ایرانی (حتما ببینید)
1390/06/6 ساعت 20:27 | مدیر mersad0101 | ( نظرات )


یكی از جانبازان جنگ تحمیلی، سالها پس از مجروح شدن به علت وضع وخیمش
به ایتالیا اعزام و در یكی از بیمارستانهای شهر رم بستری شده بود
از قضا چند روزی بعد از بستری شدن این جانباز جنگ تحمیلی متوجه می شود خانم پرستاری كه از او مراقبت می كند نام خانوادگی اش مالدینی است. این جانباز ابتدا تصور می كند تشابه اسمی است، اما در نهایت نمی تواند جلوی كنجكاوی اش را بگیرد و از خانم پرستار می پرسد: آیا با پائولو مالدینی ستاره شهر تیم آ.ث. میلان نسبتی داری؟ و خانم پرستار در پاسخ می گوید: پائولو برادر من است! جانباز ایرانی در حالی كه بسیار خوشحال شده بود، از خانم پرستار خواهش می كند كه اگر ممكن است عكسی به یادگار بیاورد و خانم پرستار هم قول می دهد تا برایش تهیه كند، اما جالب ترین بخش داستان صبح روز بعد اتفاق می افتد. هنگامی كه جانباز هموطن ما از خواب بیدار می شود، كنار تخت بیمارستان خود پائولو مالدینی بزرگ را می بیند كه با یك دسته گل به انتظار بیدار شدن او نشسته است و ...
باقی اش را دیگر حدس بزنید!

راستی هیچ می دانید پائولو مالدینی اسطوره میلان از شهر میلان واقع در شمال غربی ایتالیا، به شهر رم واقع در مركز كشور ایتالیا كه فاصله ای حدود ششصد كیلومتر دارد رفت، تا از یك جانباز جنگی ایرانی كه خواستار عكس یادگاری اوست، عیادت كند؟ آیا فوتبالیست ایرانی را سراغ دارید كه چنین مسافتی را برای به دست آوردن دل یك جانباز، معلول، بچه یتیم، بیمار و ... بپیماید؟



۲ داستان کوتاه جالب و خواندنی
1390/06/3 ساعت 11:22 | مدیر mersad0101 | ( نظرات )


http://www.highestsellingbooks.com/wp-content/uploads/2011/08/book.gif


داستان جالب (تجزیه و ترکیب !)

روزی یکی از دوستان بهلول گفت: ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: پس چگونه است که اگر انگور را در خمره ای بگذاریم و آن را زیر نور آفتاب قرار دهیم و بعد از مدتی آن را بنوشیم حرام می شود؟….
ادامه مطلب


دانلود كتاب داستانك با بیش از 200 داستان كوتاه
1390/06/1 ساعت 15:51 | مدیر mersad0101 | ( نظرات )
دانلود کتاب موبایل  دانلود کتاب جاوا  دانلود کتاب داستان برای موبایل  دانلود کتاب داستانک برای موبایل  دانلود کتاب های موبایل با فرمت جاوا  کتاب برای موبایل  کتاب داستان موبایل

دانلود كتاب داستانك با حجم 800 كیلوبایت


دانلود کتاب موبایل  دانلود کتاب جاوا  دانلود کتاب داستان برای موبایل  دانلود کتاب داستانک برای موبایل  دانلود کتاب های موبایل با فرمت جاوا  کتاب برای موبایل  کتاب داستان موبایل



داستان زیبای فرصت از دست رفته
1390/06/1 ساعت 13:13 | مدیر mersad0101 | ( نظرات )
خانم جوانی در سالن انتظار فرودگاهی بزرگ منتظر اعلام برای سوار شدن به هواپیما بود… 

باید ساعات زیادی رو برای سوار شدن به هواپیما سپری میکرد و تا پرواز هواپیما مدت زیادی مونده بود ..پس تصمیم گرفت یه کتاب بخره و با مطالعه این مدت رو بگذرونه ..اون همینطور یه پاکت شیرینی هم خرید… اون خانم نشست رو یه صندلی راحتی در قسمتی که مخصوص افراد مهم بود ..تا هم با خیال راحت استراحت کنه و هم کتابشو بخونه. کنار دستش ..اون جایی که پاکت شیرینی اش بود .یه آقایی نشست روی صندلی کنارش وشروع کرد به خوندن مجله ای که با خودش آورده بود ...

بقیه در ادامه مطلب
لطفا در نظرسنجی ما شرکت کنید.
ادامه مطلب

برچسب‌ها: داستان کوتاه شهریور ماه90 , داستان های کوتاه شهریور ماه90 , داستان شهریورماه 90 , آخرین داستان های 90 , بهترین داستان های جدید , بهترین سایت داستان , جدیدترین داستان های 90 , داستان 90 , داستان بسیار زیبا , داستان های آموزنده جدید , داستان های بسیار زیبا , داستان های زیبای خواندنی , داستان های کوتاه جدید , داستان کوتاه جالب , داستان کوتاه جدید , داستان کوتاه خواندنی , داستانک آموزنده , داستانک جالب , داستانک جدید , داستانک خیلی جدید , داستانک زیبا , سایت تخصصی داستان کوتاه , سایت داستان , داستان , داستان آموزنده , داستان جدید , داستان خنده دار , داستان زیبا , داستان عاشقانه , داستان های پند آموز , دانلود داستان , دانلود رمان , رمان , رمان جدید , رمان عاشقانه , زمان عاشقانه , داستان های فارسی , داستان های کوتاه فارسی , داستان های کوتاه ایرانی , مطالب جالب و خوندنی , داستانک , داستانک پند آموز , داستان کوتاه , داستان پندآموز , داستان جالب , داستان کوتاه زیبا , جدیدترین داستان های کوتاه , داستان کوتاه و اموزنده , داستان های کوتاه , داستان کوتاه و زیبا , داستان کوتاه اموزنده , داستان کوتاه عاشقانه , داستان های کوتاه عاشقانه , یه داستان خیلی غمناک , داستان تاریخی , بهترین داستان ها , برچسب ها: داستان های کوتاه , سایت داستان کوتاه , داستان زیبای شهریور ماه90 ,

۲ داستان آموزنده و کوتاه
1390/05/30 ساعت 13:02 | مدیر mersad0101 | ( نظرات )

داستان آموزنده جدید - www.sMs30ti.mihanblog.cOm

داستان کوتاه (استجابت دعا)

مردی از میان جمع بلند شد و گفت:

” چه کنیم که دعایمان مستجاب شود؟”

حضرت پاسخ داد: با زبانی دعا کنید که با آن گناه نکرده باشید.

مرد متعجب و ناراحت گفت: یا رسول الله (ص) همه ما زبانی آلوده به گناه داریم!

حضرت فرمودند : زبان تو برای تو گناه کرده است نه برای برادر تو .

پس زبان تو نسبت به برادرت بی‌گناه است و زبان او نسبت به تو .

برای یک‌دیگر دعا کنید تا مستجاب شود  . . .

التماس دعا در این شبهای قدر . . .

ادامه مطلب

داستان جالب: آسان بیندیش راحت زندگی کن
1390/05/26 ساعت 18:01 | مدیر mersad0101 | ( نظرات )

داستان جالب: آسان بیندیش راحت زندگی کن

sMs30ti.mihanblog.cOm

این داستان یعنی نغییر چشم انداز برای رسیدن به اهداف .

ادامه مطلب

داستان دستان بهشتی (فوقالعاده زیبا)
1390/05/26 ساعت 01:15 | مدیر mersad0101 | ( نظرات )

در روزگاری دور حدود قرن پانزدهم میلادی، در روستایی نزدیک نورنبرگ آلمان یک خانواده پر جمعیت ۱۰

 نفره زندگی می کردند. شغل پدر خانواده کفاف زندگی آنها را نمی داد برای همین او شبانه روزی کار

 می کرد تا همسر و فرزندانش احساس کمبود نکنند. در بین فرزندان آنها دو پسر دوقلو بودند به

 نامهای آلبرت و آبریش. آنها علایق یکسانی هم داشتند و دوست داشتند در آینده نقاش یا مجسمه

 ساز شوند.

 آنها آکادمی هنر سوئد را برای تحصیل خود انتخاب کرده بودند. سالها گذشت و آنها به سن دانشگاه

 رسیدند. اما پدر قادر به پرداخت هزینه تحصیل هردوی آنها بطور همزمان نبود. برای همین قرار شد

 که قرعه کشی کنند و نفر برنده به سوئد رود و نفر بازنده با کار در معدن کمک خرج تحصیل برادرش باشد.

ادامه مطلب

برچسب‌ها: داستان کوتاه شهریور ماه90 , داستان های کوتاه شهریور ماه90 , داستان شهریورماه 90 , آخرین داستان های 90 , بهترین داستان های جدید , بهترین سایت داستان , جدیدترین داستان های 90 , داستان 90 , داستان بسیار زیبا , داستان های آموزنده جدید , داستان های بسیار زیبا , داستان های زیبای خواندنی , داستان های کوتاه جدید , داستان کوتاه جالب , داستان کوتاه جدید , داستان کوتاه خواندنی , داستانک آموزنده , داستانک جالب , داستانک جدید , داستانک خیلی جدید , داستانک زیبا , سایت تخصصی داستان کوتاه , سایت داستان , سری جدید داستان های آموزنده , مجموعه داستان های بسیار زیبا , وبلاگ داستان , داستان , داستان آموزنده , داستان جدید , داستان خنده دار , داستان زیبا , داستان عاشقانه , داستان های پند آموز , دانلود داستان , دانلود رمان , رمان , رمان جدید , رمان عاشقانه , زمان عاشقانه , داستان های فارسی , داستان های کوتاه فارسی , داستان های کوتاه ایرانی , مطالب جالب و خوندنی , داستانک , داستانک پند آموز , داستان کوتاه , داستان پندآموز , داستان جالب , داستان کوتاه زیبا , جدیدترین داستان های کوتاه , داستان کوتاه و اموزنده , داستان های کوتاه , داستان کوتاه و زیبا , داستان کوتاه اموزنده , داستان کوتاه عاشقانه , داستان های کوتاه عاشقانه , یه داستان خیلی غمناک , داستان تاریخی , بهترین داستان ها , برچسب ها: داستان های کوتاه , سایت داستان کوتاه , داستان زیبای شهریور ماه90 , sMs30ti.mihanblog.cOm ,

لیوان را زمین بگذار...
1390/05/18 ساعت 17:17 | مدیر mersad0101 | ( نظرات )
****مطالب و نظرات خودتون رو برامون ارسال کنید****

*مطالب ارسالی شما در وب قرار میگیرند*


لیوان را زمین بگذار...


farsms.mihanblog

استادی در شروع کلاس درس، لیوانی پر از آب بدست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: به نظرشما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند: 50 گرم، 100گرم، 150گرم.. استاد گفت: من هم بدون وزن کردن نمیدانم دقیقا وزنش چقدر است، اماسوال من این است: اگرمن این لیوان آب را چنددقیقه همین طور نگه دارم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی افتد. استاد پرسید: خوب، اگریک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟
ادامه مطلب




 

 

محصولات ویژه

دستگاه تصفیه آب خانگی
 
___\فهرست اس ام اس ها/____
:: گالری
مدیر
نظر سنجی
آیا از فروشگاه معتبر و ویژه اس ام اس30تی دیدن یا خریداری کرده اید؟





آمار اس ام اس30تی
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Subscribe to دانلود فایل اس ام اس بافرمت های Word & Text by Email http://www.sms30ti.mihanblog.com
فرصت استثنایی کسب و کار اینترنتی ویکی 5040